alon_love - میکروبلاگ بهارفا
 انجمن تفریحی بهارفا
ALON LOVE

می شود باران ببارد؟ همین امشب! قول می .. [درباره]
در صورتی که تمایل دارید ALON LOVE را دنبال کنید باید ابتدا وارد سایت شوید!
پـــــــــــــــــــــــــایان من
پـــــــــــــــــــــــــایان من
هرکی بیاد تو گروه مخملک من عضو شه از جوایز غیر نقدی و مجازی بهره مند میشه هاااااا {-1-}مدیر میشه{-7-}پیشاپیش و پساپس ممنون از اینکه عضو شدین خخخخخ{-34-}{-7-}

باز نشر توسط alon_love
bahar
bahar
من یکی از دوستای ابجی نرگس (محافظ ملکه ) هستم اومدم این پروفایل رو ساختم تا بگم برای ابجی نرگستون دعا کنین نرگس بعد یه سری ازمایشا بهش گفتن مشکوکه به سرطان خون امیدوارم نباشه چون نرگس الان هم داغونه خیلی اومدم بگم واسش دعا کنین شماهایی که یه روزی تعریفاتونو از نرگس میشنیدم {-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}{-38-}

باز نشر توسط navid و 4 سایر کاربران
ALON LOVE
ALON LOVE
خانووووووم….شــماره بدم؟؟؟؟؟ خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصـلا” اهل این حرفـــــها نبود…این قضیه به شدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و به محـــل زندگیش بازگردد. روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت… شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی….! دخترک وارد حیاط امامزاده شد…خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شدو کنار ضریح نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن…چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را به خوابگاه برساند…به سرعت از آنجا خارج شد…وارد شــــهر شد…امــــا…اما انگار چیزی شده بود…دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!احساس امنیت کرد…با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب شده باشه!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!! یک لحظه به خود آمد. دیدچادر امام زاده برسرش جامانده

ALON LOVE
ALON LOVE
...

ALON LOVE
ALON LOVE
دوستان خداحافظ همه{-56-}{-56-}{-56-}{-56-}

ALON LOVE
ALON LOVE
گاهی سکوت یعنی “اما” … یعنی “اگر” … یعنی هزار و یک دلیل که “دل” میترسد بلند بگوید …

ALON LOVE
ALON LOVE
سلام روزگار... چه میکنی با نامردی مردمان.. من هم ..اگر بگذارند ... دارم خرده های دلم را... چسب میزنم... راستی این دل ... دل می شود ؟

ALON LOVE
ALON LOVE
می شود باران ببارد؟ همین امشب! قول می دهم فقط قطره های پاکش را بغل کنم! و بی هیچ اشکی دستهایش را بگیرم قول می دهم فقط بویش را حس کنم! اصلا اگر ببارد فقط از پشت پنجره نگاهش می کنم قول می دهم برایش شعر نگویم فقط... می شود؟امشب.... ؟ خدایا دلم به اندازه تمام روزهای بارانی گرفته

ALON LOVE
ALON LOVE
تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم ! من را به من نبودن محکوم نکن ! من همانم که درگیر عشقش بودی ! یادت نمی آید ؟! من همانم ! حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !

ALON LOVE
ALON LOVE
بعضی ها خود را یکرنگ می پنـــدارند آری به راسـتی یک رنــگنــد اما سپـــیــــد را کافیست یکـــبار با منــشـــور گـــذر زمـان دیــدشــان تا فهــمیــد کــه همه رنـــگهـای عــالم رابلـــدنــد

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8