همدلي - دوستانه سابق - میکروبلاگ بهارفا
 انجمن تفریحی بهارفا

هیچ میدانی ؟

جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

برچسب‌های کاربری

شما می توانید با وارد شدن به سایت در گروه همدلي - دوستانه سابق عضو شوید و همچنین می توانید مطالبتان را در این گروه منتشر کنید!
همدلي - دوستانه سابق (گروه عمومی · 79 کاربر · 6318 پست)

ارسالهای همدلي - دوستانه سابق

مسافرغریب
1382301_692952500805257_3558671515938493396_n.jpg مسافرغریب
{-20-}

MaSouD .. www.m-kala.ir
MaSouD .. www.m-kala.ir
هیچ میدانی ؟ جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !

MaSouD .. www.m-kala.ir
MaSouD .. www.m-kala.ir
یکی از پندهایی که می تونم در این ایام خونه تکونی اختیارتون بذارم اینه که همیشه جوری کار کنید که بقیه کار نکردنتون رو ترجیح بدن.

MaSouD .. www.m-kala.ir
MaSouD .. www.m-kala.ir
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻓﺘﻢ ﻣﺮﮐﺰ ﺧﻮﻥ ﯾﻪ ﮐﯿﺴﻪ ﺧﻮﻥ ﺩﺍﺩﻡ. ﺩﻭ ﮐﯿﺴﻪ ﺧﻮﻥ ﺑِﻬﻢ ﺯﺩﻥ، ﺗﺎ ﺑِﻪ ﻫﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﻡ. یارو گفت دیگه اینورا پیدات نشه عوضی.

MaSouD .. www.m-kala.ir
MaSouD .. www.m-kala.ir
خدا لعنتت کنه… اوج عصبانیت کریم در فاطما گل

MaSouD .. www.m-kala.ir
MaSouD .. www.m-kala.ir
سوار تاکسی شدم 1 نفر مونده بود تاکسی پر شه بعد نیم ساعت یه دختره اومد راننده به شوخی گفت: خانوم ما 1ساعته منتظر شماییم.. دختره هول شد گفت: ببخشید خواب موندم… ینی ما 4 نفر که ترکیدیم. خود تاکسیه از شدت خنده استارت نمیخورد…

MaSouD .. www.m-kala.ir
MaSouD .. www.m-kala.ir
آژانس بین المللی انرژی هسته ای اگه نحوه استفاده صلح آمیز ملت از ترقه های چارشنبه سوری رو از نزدیک ببیننف دیگه اجازه غنی سازی گوگرد نوک کبریت هم بهمون نمیدن!

MaSouD .. www.m-kala.ir
MaSouD .. www.m-kala.ir
شیشه ی پنجره را باران شست … مونده شستن فرشا و پرده ها و گردگیری اتاق ها و آشپزخونه!

MaSouD .. www.m-kala.ir
MaSouD .. www.m-kala.ir
فامیلمون با یکی تصادف کرده، تو تصادف هیچکدوم چیزیشون نشده، ولی پیاده شدن همدیگرو رو طوری زدن که الان جفتشون تو آی سی یو ان!!!

MaSouD .. www.m-kala.ir
MaSouD .. www.m-kala.ir
یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد! دیگه پاک قاطی می کنه با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!! طرف کم میاره، میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده . خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا ! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی روی ما رو کم کردی؟! موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله … داداش… خدا پدرت رو بیامرزه وایستادی!…کش شلوارم گیر کرده به آیینه بغلت!

صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15