میکروبلاگ بهارفا - جستجو در پست ها
 انجمن تفریحی بهارفا
yashm
yashm

♥gнαzαℓ ... ♥мαяι кυяι тαвιι∂gαн
♥gнαzαℓ ... ♥мαяι кυяι тαвιι∂gαн
کدوم رو دوست داری برات بفرستم !؟ قل(ب)م !؟ ر(و)حم !؟ ج(س)مم !؟ یا حروف توی پرانتز !!؟

TaBaSSoM(شاهـــــــــــــزاده تبعیدگاه)
TaBaSSoM(شاهـــــــــــــزاده تبعیدگاه)
@nia465 سلام داداش امید گل کم پیدام.... دقت کردی چند وقته نیستی؟!... جند وقته که توآنلاین ها نمیبینمت؟!... دلم برات تنگ شده...خیلی زیاد...جات تو گروه خالیه! مطمئنم به غیر من خیلی ها هستند که ازآفلاین بودن یه هفته ایت ناراحت وناراضی ان! از نبودنت تو گروه خیلی ناراحتم واین اذیتم میکنه....! همش منتظرم ببینم الان آنلاین میشی دیدم نه مث اینکه قرار نیست این اتفاق بیافته!... اگه آبجی کوچیکتو دوست داری بدون که دلم برات تنگ شده ومیدونم که خواستم برات مهمه پس زودتر بیا!

صـــادق
صـــادق
ابجی ایا راجع به این عکس میشه توضیح بدی؟

yashm
yashm
سلام غریبه ترین آشنا سلام -سلام... محال ممکن این سالها-سلام.... همیشه عقده ی تلخ من از حضور خودم شکسته خاطره ی بی صدا سلام... هنوز فرصت پرواز در نگاهت هست غرور آبی بی انتها سلام....

ژنرال تبعیدگاه
0.509061001345030160_taknaz_ir.jpg ژنرال تبعیدگاه
@yashm

♥قاتل سپهسالار تبعیدگاه♥
♥قاتل سپهسالار تبعیدگاه♥
بعضی وقتهــآ... از شدت دلتنگیــــ ، گریهــ کهــــ هیچ...!!! دلــ♥ــَت می خــوآهــَد ؛ هــآی هــــآی بمیــــری...!

♥قاتل سپهسالار تبعیدگاه♥
♥قاتل سپهسالار تبعیدگاه♥
قطره‌ دلش‌ دریا می‌خواست. خیلی‌ وقت‌ بود که‌ به‌ خدا گفته‌ بود. هر بار خدا می‌گفت: از قطره‌ تا دریا راهی‌ست‌ طولانی. راهی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری. هر قطره‌ را لیاقت‌ دریا نیست. قطره‌ عبور کرد و گذشت. قطره‌ پشت‌ سر گذاشت. قطره‌ ایستاد و منجمد شد. قطره‌ روان‌ شد و راه‌ افتاد. قطره‌ از دست‌ داد و به‌ آسمان‌ رفت. و هر بار چیزی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری‌ آموخت. تا روزی‌ که‌ خدا گفت: امروز روز توست. روز دریا شدن. خدا قطره‌ را به‌ دریا رساند. قطره‌ طعم‌ دریا را چشید. طعم‌ دریا شدن‌ را. اما... روزی‌ قطره‌ به‌ خدا گفت: از دریا بزرگتر، آری‌ از دریا بزرگتر هم‌ هست؟ خدا گفت: هست. قطره‌ گفت: پس‌ من‌ آن‌ را می‌خواهم. بزرگترین‌ را. بی‌نهایت‌ را. خدا قطره‌ را برداشت‌ و در قلب‌ آدم‌ گذاشت‌ و گفت: اینجا بی‌نهایت‌ است. آدم‌ عاشق‌ بود. دنبال‌ کلمه‌ای‌ می‌گشت‌ تا عشق‌ را توی‌ آن‌ بریزد. اما هیچ‌ کلمه‌ای‌ توان‌ سنگینی‌ عشق‌ را نداشت. آدم‌ همه‌ عشقش‌ را توی‌ یک‌ قطره‌ ریخت. قطره‌ از قلب‌ عاشق‌ عبور کرد. و وقتی‌ که‌ قطره‌ از چشم‌ عاشق‌ چکید، خدا گفت: حالا تو بی‌نهایتی، چون که‌ عکس‌ من‌ در اشک‌ عاشق‌ است.

پارسا( امـپراطور تبــــــعیدگاه)
پارسا( امـپراطور تبــــــعیدگاه)
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد] يكسال است كه مينويسيم :در اینجا فقط منطق حاکم است.... اما باز هم....

صفحات: 1 2 3 4 5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ